فهرست شعرهای
احمد شاملو
دسته بندی اشعار
آیدا، درخت خنجر و خاطره شاملو
←
یک شعر تصادفی از آیدا، درخت خنجر و خاطره شاملو
ابراهیم در آتش شاملو
←
یک شعر تصادفی از ابراهیم در آتش شاملو
هوای تازه شاملو
←
یک شعر تصادفی از هوای تازه شاملو
آیدا در آینه شاملو
←
یک شعر تصادفی از آیدا در آینه شاملو
باغ آینه شاملو
←
یک شعر تصادفی از باغ آینه شاملو
دشنه در دیس شاملو
←
یک شعر تصادفی از دشنه در دیس شاملو
مرثیه های خاک شاملو
←
یک شعر تصادفی از مرثیه های خاک شاملو
شکفتن در مه شاملو
←
یک شعر تصادفی از شکفتن در مه شاملو
تمامی اشعار
غزلی در نتوانستن
دستهای گرم تو
از مرگ ‚ من سخن گفتم
چندان که هیاهوی سبز بهاری دیگر
شکاف
جادوی تراشی چربدستانه
از قفس
در مرز نگاه من
شبانه 3
دوستش می دارم
شبانه 4
دریغا دره سر سبز و گردوی پیر
شبانه5
مرگ را دیده ام من
شبانه 6
رود
شبانه7
با گیاه بیابانم
شبانه
اگر که بیهده زیباست شب
در میدان
آنچه به دید می اید و
شبانه 8
مرا
تعویذ
به چرک می نشیند
بر سرمای درون
همه
از اینگونه مردن
می خواهم خواب اقاقیا ها را بمیرم
محاق
به
در آمیختن
مجال
میلاد آنکه عاشقانه بر خاک مرد
مه
بیابان را سراسر مه گرفته است
مرگ نازلی
نازلی بهارخنده زد و ارغوان شکفت
مرغ باران
در تلاش شب که ابر تیره می بارد
بودن
گر بدین سان زیست باید پست
پریا
یکی بود یکی نبود
آغاز
بی گاهان
شبانه2
میان خورشید های همیشه
تکرار
جنگل اینه ها به هم درشکست
سرودی برای سپاس و پرستش
بوسه های تو
ایدا در اینه
لبانت
پایتخت عطش
آفتاب آتش بی دریغ است
سخنی نیست
چه بگویم سخنی نیست
من را مرگ
اینک موج سنگین گذرزمان است که در من می گذرد
وصل
در برابر بی کرانی سکن
برسنگفرش
یاران ناشناخته ام
کیفر
در این جا چار زندان است
ماهی
من فکر می کنم
طرح
شب با گلوی خونین
ارابه ها
ارابه هائی از آن سوی جهان آمده اند
دو شبح
ریشه در خاک
اصرار
خسته
از نفرتی لبریز
ما نوشتیم و گریستیم
فریاد و دیگر هیچ
فریادی و دیگر هیچ
شبانه1
شب تار
باران
آنگاه بانوی پر غرور عشق خود را دیدم
لوح گور
نه در رفتن حرکت بود
از شهر سرد
صحرا آماده روشن بود
باغ ایینه
چراغی به دستم چراغی در برابرم
شبانه9
شبانه برای ضیاالدین جاوید
گفتی که باد مرده ست
گفتی که
فراقی
چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری
سمیرمی
با سمضربه رقصان اسبش می گذرد
ترانه آبی
قیلوله ناگزیر
از منظر
در دل مه
شبانه آخر
زیبا ترین تماشاست
مرثیه
به جست و جوی تو
هملت
بودن
تمثیل
در یکی فریاد
که زندان مرا بارو مباد
که زندان مرا باور مباد
صبوحی
به پرواز
سرودی برای مرد روشن که به سایه رفت
قناعت وار