-
قناعت وار
-
تکیده بود
-
باریک وبلند
-
چون پیامی دشوار
-
در لغتی
-
با چشمانی
-
از سئوال و
-
عسل
-
و رخساری بر تافته
-
از حقیقت و
-
باد
-
مردی با گردش آب
-
مردی مختصر
-
که خلاصه خود بود
-
خرخاکی ها در جنازه ات به سو ء ظن می نگرد
-
پیش از آن که خشم صاعقه خاکسترش کند
-
تسمه از گرده گاو توفان کشیده بود
-
بر پرت افتاده ترین راه ها
-
پوزار کشیده بود
-
رهگذری نا منتظر
-
که هر بیشه و هر پل آوازش را می شناخت
-
جاده ها با خاطره قدم های تو بیدار می مانند
-
که روز را پیشباز می رفتی
-
هرچند
-
سپیده
-
تو را
-
از آن پیشتر دمید
-
که خروسان
-
بانگ سحر کنند
-
مرغی در بال های یش شکفت
-
زنی در پستانهایش
-
باغی در درختش
-
ما در عتاب تو می شکوفیم
-
در شتابت
-
مادر کتاب تو می شکوفیم
-
در دفاع از لبخند تو
-
که یقین است و باور است
-
دریا به جرعه یی که تواز چاه خورده ای حسادت می کند


