باب پنجم در رضا سر آغاز
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/باب-پنجم-در-رضا-سر-آغاز

لطفا برای دریافت آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (7000 تومان)

  1. شبی زیت فکرت همی سوختم

    چراغ بلاغت می افروختم

  2. پراگنده گویی حدیثم شنید

    جز احسنت گفتن طریقی ندید

  3. هم از خبث نوعی در آن درج کرد

    که ناچار فریاد خیزد ز درد

  4. که فکرش بلیغ است و رایش بلند

    در این شیوه زهد و طامات و پند

  5. نه در خشت و کوپال و گرز گران

    که آن شیوه ختم است بر دیگران

  6. نداند که ما را سر جنگ نیست

    وگر نه مجال سخن تنگ نیست

  7. بیا تا در این شیوه چالش کنیم

    سر خصم را سنگ بالش کنیم

  8. سعادت به بخشایش داورست

    نه در چنگ و بازوی زور آورست

  9. چو دولت نبخشد سپهر بلند

    نیاید به مردانگی در کمند

  10. نه سختی رسید از ضعیفی به مور

    نه شیران به سرپنجه خوردند و زور

  11. چو نتوان بر افلاک دست آختن

    ضروری است با گردشش ساختن

  12. گرت زندگانی نبشته ست دیر

    نه مارت گزاید نه شمشیر و شیر

  13. وگر در حیاتت نمانده ست بهر

    چنانت کشد نوشدارو که زهر

  14. نه رستم چو پایان روزی بخورد

    شغاد از نهادش برآورد گرد

لطفا برای دریافت آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (7000 تومان)

دانلود متن شعر زیبای سعدی

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

    • خبث

      خُبث
      پلیدی، ناپاکی
      بد ذاتی، بد سرشتی
    • طامات

      طامات
      گفتار بیهوده، سخنان پرت و پلا، اراجیف. لاف و گزاف صوفیان در باب اظهار کشف و کرامات خود.
    • شیوه

      شیوه
      طرز، راه و روش
      خوی ، عادت
      ناز، کرشمه
      مکر
    • کوپال

      کوپال
      گوپال
      عمود و گرز آهنین
      چوب دست، عصا
      گردن سطبر
    • خشت

      خشت
      آجر پخته نشده
      نوعی نیزه‌ی کوچک
    • گرز

      گُرز
      عمود آهنین، کوپال، چماق
    • سپهر

      سپهر
      آسمان و به معنای مجازی تقدیر و سرنوشت
    • کمند

      کمند
      دام و طنابی که در جنگ بر گردن دشمن یا در شکار بر گردن حیوان می انداختند و او را به جانب خود می کشیدند.
    • آختن

      آهختن
      آهیختن
      آختن
      کشیدن، برکشیدن، بیرون کشیدن، برآوردن
    • افلاک

      افلاک
      فلکها
      افلاک جمع فلک به معنی چرخ، گردون، و سپهر است.
      در علم نجوم افلاک نه گانه عبارتند از: یکم قمر (ماه)، دوم عطارد (تیر)،سوم زهره (ناهید)، چهارم شمس (مهر، خورشید)، پنجم مریخ (بهرام)، ششم مشتری (برجیس)، هفتم زحل (کیوان)، هشتم فلک البروج (ثوابت) و نهم فلک الافلاک (اطلس)