گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
حافظ
https://www.sherfarsi.ir/hafez/گر-من-از-سرزنش-مدعیان-اندیشم

لطفا برای دریافت آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (3500 تومان)

  1. گر من از سرزنش مدعیان اندیشم

    شیوه مستی و رندی نرود از پیشم

    اگر من هم از سرزنش مدعیان بترسم، عادت مستی و رندی، من را رها نخواهد کرد.

  2. زهد رندان نوآموخته راهی به دهی‌ست

    من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم

    پرهیزکاری رندان تازه‌کار، راه به جایی می‌برد (تا حدودی ثمربخش است)، اما من که در دنیا به بدنامی شهره‌ام، چه چاره کنم؟

  3. شاه شوریده سران خوان من بی سامان را

    زان که در کم خردی از همه عالم بیشم

    من که سر و سامانی ندارم را پادشاه سرگشتگان خطاب کن. چرا که از کم عقلی، سرآمد همه مردم عالم هستم.

  4. بر جبین نقش کن از خون دل من خالی

    تا بدانند که قربان تو کافرکیشم

    با خون دل من، روی پیشانی خود خالی بکش. تا آگاه شوند که من قربانی تو (که کافر هستی) هستم.

  5. اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا

    تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم

    به من اعتماد کن و به خاطر خدا از من بگذر (من را زیاد بررسی نکن). تا نفهمی که من که لباس درویشی پوشیده‌ام، به چه اندازه از درویش مسلکی به دور هستم.

  6. شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان

    که ز مژگان سیه بر رگ جان زد نیشم

    ای باد! شعر خونبار من را به آن دوستی برسان که با مژگان سیاهش در رگ جان من نیش زد.

  7. من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس

    حافظ راز خود و عارف وقت خویشم

    چه من شراب بخورم چه نخورم، کاری که به کار کسی ندارم. رازنگهدار خودم هستم و عارف «وقت» خودم هستم.

لطفا برای دریافت آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید. (3500 تومان)

دانلود متن شعر زیبای حافظ

از میان تصاویر زیر، عکس نوشته‌ی این شعر را انتخاب نمایید:

    • خرقه

      خِرقه
      لباسی که از وصله شدن تکه پارچه‌های گوناگون درست شده است. جامه مخصوص درویشان
    • وقت

      وقت
      حالی است که در سر بنده پدید می‌آید و او با آن حال آرام است. وقتی است که سکون بر عارف واجب است. از این رو می‌گویند «عارف ابن الوقت است» یعنی عارف، ظاهراً و باطناً تابع وقت است.
    • عارف

      عارف
      دانا و شناسنده.
      اصطلاح عرفانی: آنکه خدا او را بمرتبت شهود ذات و اسماء و صفات خود رسانیده باشد و این مقام بطریق حال و مکاشفه بر او ظاهر شده باشد نه بمجرد علم و معرفت حال