-
سر برداشتم
-
زنبوری در خیالم پرزد
-
یا جنبش ابری خوابم را شکافت
-
در بیداری سهمنک
-
آهنگی دریا نوسان شنیدم به شکوه لب بستگی یک ریگ و از کنار زمان برخاستم
-
هنگام بزرگ
-
بر لبانم خاموشی نشانده بود
-
در خورشید چمن ها خزنده ای یدده گشود
-
چشمانش بیکرانی برکه را نوشید
-
بازی سایه پروازش را به زمین کشید
-
و کبوتری در بارش آفتاب به رویا بود
-
پهنه چشمانم جولانگاه تو باد چشم انداز بزرگ
-
در این جوش شگفتانگیز کو قطره وهم
-
بال ها سایه پرواز را گم کرده اند
-
گلبرگ سنگینی زنبور را انتظار می کشد
-
به طراوت خاک دست می کشم
-
نمناکی چندشی بر انگشتانم نمی نشیند
-
به آب روان نزدیک می شوم
-
نا پیدایی دو کرانه را زمزمه می کند
-
رمز ها چون انار ترک خورده نیمه شکفته اند
-
جوانه شور مرا دریاب نورسته زود آشنا
-
درود ای لحظه شفاف در بیکران تو زنبوری پر می زند
کو قطره وهم
سهراب
https://www.sherfarsi.ir/sohrab/کو-قطره-وهم
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(11000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(11000 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(11000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(11000 تومان)


