-
مگر ای بهتر از جان امشب از من بهتری دیدی
-
که رخ تابیدی و در من به چشم دیگری دیدی
-
ز اشک من چه می دانی گرانی های دردم را
-
زتوفان شبنمی دیدی ز دریا گوهری دیدی
-
به یاد آور که می خواهم در آغوشت سپارم جان
-
در آغوش سحر در آسمان گر اختری دیدی
-
الا ای دیده ی جانان ز افسون ها چه می نالی
-
نکردی خویشتن بینی کجا افسونگری دیدی
-
مرا مانده ست عقلی خشک و دامانی تر از دنیا
-
بسوز ای آتش غم هر کجا خشک و تری دیدی
-
تو را حق می دهم ای غم که دست از من نمی داری
-
که با کمتر کسی این سان دل غم پروری دیدی
-
مرا ای باغبان دل اگر سوزی سزاوارم
-
که در گلشن نهال خشک بی برگ و بری دیدی
-
تهیدستی نصیب شاخه از جور خزان آمد
-
میان باغ اگر گنجینه ی باد آوری دیدی
-
ز سیمین یاد کن وز نام او در دفتر گیتی
-
اگر برگ گل خشکی میان دفتری دیدی


