-
گفتی که مرا با تو نه سری نه سری هست
-
گر سر و سری نیست نهانی نظری هست
-
گرداب شکیباییم آموخت که دیدم
-
گاه از من سودازده سرگشته تری هست
-
برگی ست که پیچان به کف باد خزان است
-
گر در همه ی شهر چو من در به دری هست
-
گشتند پی فتنه بر هر گوشه ی این شهر
-
در گوشه ی چشمان تو گویا خبری هست
-
با یاد تو گر آه برآرم نه غمین است
-
خوش آن سفر افتد که در او همسفری هست
-
گفتم که به پای تو گذارم سر تسلیم
-
گفتی که نخواهیم کسی را که سری هست
-
چون شمع مگر شعله زبان سخنت بود
-
کز سوز تو سیمین به غزل ها اثری هست


