-
بود عمری به دلم با تو که تنها بنشینم
-
کامم کنون که برآمد بنشین تا بنشینم پاک و رسوا همه را عشق به یک شعله بسوزد
-
تو که پاکی بنشین تا من رسوا بنشینم
-
بی ادب نیستم اما پی یک عمر صبوری
-
با تو امشب نتوانم که شکیبا بنشینم
-
شمع را شاهد احوال من و خویش مگردان
-
خلوتی خواسته ام با تو که تنها بنشینم
-
من و دامان دگر از پی دامان تو حاشا
-
نه گیاهم که به هر دامن صحرا بنشینم
-
آن غبارم که گرم از سر دامن نفشانی
-
برنخیزم همه ی عمر و همین جا بنشینم
-
ساغرم دورزنان پیش لبت آمدم امشب
-
دستگیری کن و مگذار که از پا بنشینم
من و تو
سیمین
https://www.sherfarsi.ir/simin/من-و-تو
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


