-
به آنها که در سختی پیمان شکستند
-
گفتند شام تیره ی محنت سحر شود
-
خورشید بخت ما ز افق جلوه گر شود
-
گفتند پنجه های لطیف نسیم صبح
-
در حجله گاه خلوت گل پرده در شود
-
گفتند برگ های سپید شکوفه ها
-
با کاروانیان صبا همسفر شود
-
گفتند این شرنگ که دارم به جام خویش
-
روزی به کام تشنه چو شهد و شکر شود
-
گفتند نغمه های روان پرور امید
-
زین وادی ی خموش به افلاک بر شود
-
گفتند ساقی از می باقی چو در دهد
-
گوش فلک ز نغمه ی مستانه کر شود
-
گفتند هست خضری و او رهنمای ماست
-
ما را به کوی عشق و وفا راهبر شود
-
گفتند بی گمان بت چوبین زور و زر
-
از شعله های آه کسان شعله ور شود
-
گفتند جغد نوحه گر از بیم جان دهد
-
قمری میان بزم چمن نغمه گر شود
-
گفتند و گفته ها همه رنگ فریب داشت
-
شاخ فریب و حیله کجا بارور شود
-
آنان که دم ز پاکی دامان خود زدند
-
ننگین ز ننگشان همه ی بحر و بر شود
-
نام آوران خالق فریبند و نامشان
-
دشنام کودکان سر رهگذر شود
-
اندوهشان نبود ز خود کامی و عناد
-
کاین بی پدر بماند و آن بی پسر شود
-
ای آفتاب عشق و امید از حجاب ابر
-
ترسم به در نیایی و جانم به در شود
-
ای شام قیرگون که سحر از پی تو نیست
-
دانم به سر نیایی و عمرم به سر شود
-
ای چشم خونفشان مددی تا ز همتت
-
انشای این چکامه به خون جگر شود
-
سیمین حکایت غم خود بیش ازین مکن
-
بگذار شرح ماتم ما مختصر شود


