-
مهر بر سر چادر ماتم کشید
-
آسمان شد ابری و غمگین و تار
-
باز خشم آسمان کینه توز
-
باز باران باز هم تعطیل کار
-
قطره های اول باران یأس
-
روی رخسار پر از گردی چکید
-
دیده یی بر آسمان اندوه ریخت
-
سینه یی آه پر از دردی کشید
-
خسته و اندوهگین و ناامید
-
بر زمین بنهاد دست افزار خویش
-
در پناه نیمه دیواری خزید
-
شسته دست از کار محنت بار خویش
-
باز انگشتان خشکی شامگاه
-
شرمگین آهسته می کوبد به در
-
باز چشم پر امید کودکان
-
باز دست خالی از نان پدر


