دیشب
سیمین
https://www.sherfarsi.ir/simin/دیشب

  1. عشقش ز جان تیره ی من سر کشیده بود

  2. در سنگلاخ خاطر من گل دمیده بود

  3. چون سبز جامه غنچه صفت پیکر مرا

  4. از چشم ها نهفته و در بر کشیده بود

  5. ای باغبان عشق تو تا با خبر شدی

  6. لبهاش از لبم گل صد بوسه چیده بود

  7. عشقم هزار پرده ی پرهیز سوخته

  8. شوقم هزار جامه ی تقوا دریده بود

  9. بر لوح ساده ی دل دیرآشنای من

  10. رنگ هزار باغ و بهار آ رمیده بود

  11. جانم همه شرار و به پیکر نشسته گرم

  12. خونم همه شراب و به رگ ها دویده بود

  13. می سوخت شمع عشق به فانوس چشم من

  14. وان روشنی به خلوتم از نور دیده بود

  15. از بوسه واگرفت و هم از بوسه باز داد

  16. جان را که دور از او به لبانم رسیده بود