-
کبوتر جان کبوتر جان کبوتر
-
تنت مرمر نکت مرجان کبوتر
-
بزن بالی که برخیزد نسیمی
-
که دارم آتشی بر جان کبوتر
-
کبوتر جان برآور یکریمی
-
که دارم طرفه کاری با کریمی
-
مکرر کن مگر گوید جوابم
-
درین دنیای وانفسا کریمی
-
کبوتر دانه برچین دانه برچین
-
بچم در آفتاب پشت پرچین
-
مرا دیدی ندیدی کورو کر باش
-
که می گردد به دنبالم خبرچین
-
کبوتر جان دلیری کن خطر کن
-
شبی با آدمی زادان سحر کن
-
که شب عاشق سحر فارغ ز عشقند
-
جز این دیدی اگر ما را خبر کن
-
کبوتر کاکلت را تاب دادی
-
ز گردن سوی بالا خواب دادی
-
به سر یک خوشه سنبل حلقه کردی
-
که در آغوش برفش آب دادی
-
کبوتر دیده بانی کن به بامم
-
خبر ده گر اجل پرسد ز نامم
-
اجل گو محلتم بخشد که چندان
-
نمیرم تا بگیرم انتقامم


