-
محبوب من نگاه دو چشم تو
-
آشوب زای و وسوسه انگیزست
-
مطبوع و دلپذیر و طرب افزاست
-
خورشید گرم نیمه ی پاییزست
-
از روزن دو چشم تو می بینم
-
آن عالمی که دلکش و دلخواه است
-
افسوس می خورم که چرا دستم
-
از دامن امید تو کوتاه است
-
ایینه ی دو چشم درخشانت
-
راز مرا به من بنماید باز
-
یعنی شعاع مهر که در من هست
-
از چشم تو به سوی من اید باز
-
این حال التهاب به چشمت چیست
-
گویی نگاه گرم تو تب دارد
-
می بوسدم به تندی و چالاکی
-
ای وای دیدگان تو لب دارد
-
محبوب من دریغ نمی دانی
-
هرگز مرا به سوی تو راهی نیست
-
حاصل ز بیقراری و مشتاقی
-
غیر از نگاه گاه به گاهی نیست
-
من دامن سیاه شبانگاهم
-
تو شعله ی سحرگه خورشیدی
-
از من به غیر دود نخواهد ماند
-
خورشید من به من ز چه خندیدی
-
من دختر ترنج و پریزادم
-
ای عاشق دلیر جهانگیرم
-
مگشا به تیغ تیز غلافم را
-
کز وی برون نیامده می میرم
-
من قطره های آبم و تو آتش
-
من با تو سازگار نخواهم شد
-
تنها دمی چو با تو در آمیزم
-
چیزی به جز بخار نخواهد شد
-
اما نه هر چه هستم و هستی باش
-
دیگر نمانده طاقت پرهیزم
-
آغوش گرم خویش دمی بگشای
-
تا پیش پای وصل تو جان ریزم


