-
گفتم که می خواهم تو را باور مکن باور مکن
-
از جمع یاران پا مکش با من به یاری سر مکن
-
گر همچو گل در خنده ام دام فریب افکنده ام
-
در حسرت دامی چنین بیهوده دامن تر مکن
-
از عاشق پاکیزه خو وصل من رسوا مجو
-
همبستر هر سفله را با خویش هم بستر مکن
-
شهد لب می رنگ من آلوده با نیرنگ من
-
این جام افسون در مکش این باده در ساغر مکن
-
چشمم اگر دارد نمی ریزد به پای عالمی
-
زین گوهر بی آبرو زنهار انگشتر مکن
-
نه نه که جز آغوش من جز لعل ساغر نوش من
-
در خلوت خاموش من اندیشه ی دیگر مکن
-
اینک تو و اینک لبم این شور و این تاب و تبم
-
صد بوسه بر لعلم بزن وز صد یکی کمتر مکن


