خورشیدِ در آب افتاده
سیمین
https://www.sherfarsi.ir/simin/خورشید-در-آب-افتاده

  1. آن آشنا که رفت و به بیگانه خو گرفت

  2. از دوستان چه دید که دست عدو گرفت

  3. سرمست عطر عشق دمی بود و بعد از این

  4. مستم نمی شود که به این عطر خو گرفت

  5. می خواستم حکایت خود بازگو کنم

  6. افسوس گریه آمد و راه گلو گرفت

  7. ابر بهار این همه بخشندگی نداشت

  8. شد آشنای چشم من و وام ازو گرفت

  9. از اشک من شکفته شود قلبت از غرور

  10. آری ز شبنم است که گل آبرو گرفت

  11. خورشید اوفتاده در آبم ز نور من

  12. نه غنچه خنده کرد و نه گل رنگ و بو گرفت

  13. یاران نماز کیست به جا پارسای شهر

  14. یا آن شهید عشق که از خون وضو گرفت

  15. از مدعی گریختم و دربه در شدم

  16. همچون صبا سراغ مرا کو به کو گرفت

  17. سیمین به شعر دلخوشی و سخت غافلی

  18. کاین شمع دلفریب ز چشم تو سو گرفت