-
دانست چو با او به شکایت سخنم هست
-
بر جست و به یک بوسه ی شیرین دهنم بست
-
چون شرم ز عریان شدنم در بر او بود
-
شد اخگر سوزنده و بر پیرهنم جست
-
تب دارم و شادم که اگر یار در اید
-
باور نکند تا نکشد بر بدنم دست
-
هر آه که در حسرتش از سینه برآمد
-
زندانی ی من بود که از بند تنم رست
-
این بی خبران در طلب مستی ی جامند
-
غافل که نگاه تو شراب است و منم مست
-
فارغ منشین بوسه ز لب خواه نه گفتار
-
کاندر نگه گرم هزاران سخنم هست
اخگر
سیمین
https://www.sherfarsi.ir/simin/اخگر
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(6000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(6000 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(6000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(6000 تومان)


