-
دلا دیدی که خورشید ازشب سرد
-
چو آتش سر ز خاکستر بر آورد
-
زمین و آسمان گلرنگ و گلگون
-
جهان دشت شقایق گشت ازین خون
-
نگر تا این شب خونین سحر کرد
-
چه خنجر ها که از دل ها گذر کرد
-
زهر خون دلی سروی قد افراشت
-
ز هر سروی تذروی نغمه برداشت
-
صدای خون در آواز تذرو است
-
دلا این یادگار خون سرو است
یادگار خون سرو
سایه
https://www.sherfarsi.ir/saye/یادگار-خون-سرو-دوم
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


