-
رفتم و زحمت بیگانگی از کوی تو بردم
-
آشنای و دلم بود و به دست تو سپردم
-
اشک دامان مرا گیرد و در پای من افتد
-
که دل خون شده را هم ز چه همراه نبردم
-
شرمم از اینه ی روی تو می اید اگر نه
-
آتش آه به دل هست نگویی که فسردم
-
تو چو پروانه ام آتش بزن ای شمع و بسوزان
-
من بی دل نتوانم که به گرد تو نگردم
-
می برندت دگران دست به دست ای گل رعنا
-
حیف من بلبل خوش خوان که همه خار تو خوردم
-
تو غزالم نشدی رام که شعر خوشت آرم
-
غزلم قصه ی در دست که پرورده ی دردم
-
خون من ریخت به افسونگری و قاتل جان شد
-
سایه آن را که طبیب دل بیمار شمردم
قصه ی درد
سایه
https://www.sherfarsi.ir/saye/قصه-ی-درد
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


