-
دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند
-
سایه ی سوخته دل این طمع خام مبند
-
دولت وصل تو ای ماه نصیب که شود
-
تا از آن چشم خورد باده و زان لب گل قند
-
خوش تر از نقش توام نیست در ایینه ی چشم
-
چشم بد دور زهی نقش و زهی نقش پسند
-
خلوت خاطر ما را به شکایت مشکن
-
که من از وی شدم ای دل به خیالی خرسند
-
من دیوانه که صد سلسله بگسیخته ام
-
تا سر زلف تو باشد نکشم سر ز کمند
-
قصه ی عشق من آوازه به افلاک رساند
-
همچو حسن تو که صد فتنه در آفاق افکند
-
سایه از ناز و طرب سر به فلک خواهم سود
-
اگر افتد به سرم سایه ی آن سرو بلند


