-
نیازمند لبت جان بوسه خواه من است
-
نگاه کن به نیازی که در نگاه من است
-
ز دیده پرتو عشق ار برون زند چه کنم
-
دلی چو اینه دارم همین گناه من است
-
بماند آن که به امید راه توشه رود
-
منم که ذوق جمال تو زاد راه من است
-
ز سوز سینه ی صاحبدلان مگردان روی
-
که روشنایی ایینه ات ز آه من است
-
مرا به مجلس کورام که کرد اینه دار
-
شکست کار من از عقل روسیاه من است
-
ز نیش مار چه نالم چو دست بردم پیش
-
خلاف طینت او نیست اشتباه من است
-
گرفت دست دل خون فشان و خندان گفت
-
خراب غارت عشق است و دادخواه من است
-
به زیر سایه ی زلف تو آمده ست دلم
-
به غم بگوی که این خسته در پناه من است
-
ز حسن پرس که در روی تو به سایه چه گفت
-
جلال شعر تو هم جلوه ای ز جاه من است


