-
خسته و بیماروش به گردنم آویخت
-
آن هوس انگیز دلبر گنه آموز
-
دیده اش آشفته از خمار هوس بار
-
گونه اش از آتش گناه گل افروز
-
چنگ فرو برد و گیسوان سیه را
-
نرم ز پیشانی بر آمده پس ریخت
-
ناز سرانگشت وی که گم شده ای داشت
-
روی بنا گوش من خزید و هوس ریخت
-
سینه اش افشرده روی سینه ی من تنگ
-
در تپش از مستی گناه دل آویز
-
نرم و نوازشگر آرمیده به دوشم
-
گرمی آن بازوان لخت هوس خیز
-
شعله ی سرد شکیب و سایه ی پرهیز
-
رفته در آن چشم های می زده در خواب
-
در نگهش آرزوی تشنه ی لبریز
-
در نفسش التهاب بوسه ی بی تاب
-
گرم در آغوش من خزید و هوسناک
-
بر لبم افشرد آن لبان تب آلود
-
من ز خیالی رمیده سرد و سبک مهر
-
بوسه ی من سردتر ز بوسه ی بدرود
-
لب ز لبم برگرفت و از سر افسوس
-
غمزده در چشم من دوید نگاهش
-
وز نگه خسته اش به چشم من آویخت
-
سرزنش بی زبان چشم سیاهش
-
دید که باز اندرین دو دیده ی نمناک
-
عشق کسی شمع یادگار فروزد
-
دید که باز این دل رمیده ی بی تاب
-
در غم آن آرزوی گم شده سوزد
-
از پس اشکی که همچو هاله ی اندوه
-
پرده در آن چشم های می زده آویخت
-
باز تمنای کام و حسرت آغوش
-
زان نگه تشنه ی هوس زده می ریخت


