-
ای شادی
-
آزادی
-
ای شادی آزادی
-
روزی که تو بازایی
-
با این دل غم پرورد
-
من با تو چه خواهم کرد
-
غم هامان سنگین است
-
دل هایمان خونین است
-
از سر تا پامان خون می بارد
-
ما سر تا پا زخمی
-
ما سر تا پا خونین
-
ما سر تا پا دردیم
-
ما این دل عاشق را
-
در راه تو آماج بلا کردیم
-
وقتی که زبان از لب می ترسید
-
وقتی که قلم از کاغذ شک داشت
-
حتی حتی حافظه از وحشت در خواب سخن گفتن می آشفت
-
ما نام تو را در دل
-
چون نقشی بر یاقوت
-
می کندیم
-
وقتی که در آن کوچه تاریکی
-
شب از پی شب می رفت
-
و هول سکوتش را
-
بر پنجره فروبسته فرو می ریخت
-
ما بانگ تو را با فوران خون
-
چون سنگی در مرداب
-
بر بام و در افکندیم
-
وقتی که فریب دیو
-
در رخت سلیمانی
-
انگشتر را یکجا با انگشتان می برد
-
ما رمز تو را چون اسم اعظم
-
در قول و غزل قافیه می بستیم
-
از می از گل از صبح
-
از اینه از پرواز
-
از سیمرغ از خورشید
-
می گفتیم
-
از روشنی از خوبی
-
از دانایی از عشق
-
از ایمان از امید
-
می گفتیم
-
آن مرغ که در ابر سفر می کرد
-
آن بذر که در خاک چمن می شد
-
آن نور که در اینه می رقصید
-
در خلوت دل با ما نجوا داشت
-
با هر نفسی مژده دیدار تو می آورد
-
در مدرسه در بازار
-
درمسجد در میدان
-
در زندان در زنجیر
-
ما نام تو را زمزمه می کردیم
-
آزادی آزادی آزادی
-
آن شبها آن شب ها آن شب ها
-
آن شبهای ظلمت وحشت زا
-
آن شبهای کابوس
-
آن شبهای بیداد
-
آن شبهای ایمان
-
آن شبهای فریاد
-
آن شبهای طاقت و بیداری
-
در کوچه تو را جستیم
-
بر بام تو را خواندیم
-
آزادی آزادی آزادی
-
می گفتم
-
روزی که تو بازایی
-
من قلب جوانم را
-
چون پرچم پیروزی
-
برخواهم داشت
-
وین بیرق خونین را
-
بر بام بلندتو
-
خواهم افراشت
-
می گفتم
-
روزی که تو بازایی
-
این خون شکوفان را
-
چون دسته گل سرخی
-
در پای توخواهم ریخت
-
وین حلقه بازو را
-
در گردن مغرورت
-
خواهم آویخت
-
ای آزادی بنگر آزادی
-
این فرش که در پای تو گسترده ست
-
از خون است
-
این حلقه گل خون است
-
گل خون است
-
ای آزادی
-
از ره خون می ایی اما
-
می ایی و من در دل می لرزم
-
این چیست که در دست تو پنهان است
-
این چیست که در پای تو پیچیده ست
-
ای آزادی ایا با زنجیر
-
می ایی


