نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/نفسی-وقت-بهارم-هوس-صحرا-بود

  1. نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود

    با رفیقی دو که دایم نتوان تنها بود

  2. خاک شیراز چو دیبای منقش دیدم

    وان همه صورت شاهد که بر آن دیبا بود

  3. پارس در سایه اقبال اتابک ایمن

    لیکن از ناله مرغان چمن غوغا بود

  4. شکرین پسته دهانی به تفرج بگذشت

    که چه گویم نتوان گفت که چون زیبا بود

  5. یعلم الله که شقایق نه بدان لطف و سمن

    نه بدان بوی و صنوبر نه بدان بالا بود

  6. فتنه سامریش در نظر شورانگیز

    نفس عیسویش در لب شکرخا بود

  7. من در اندیشه که بت یا مه نو یا ملکست

    یار بت پیکر مه روی ملک سیما بود

  8. دل سعدی و جهانی به دمی غارت کرد

    همچو نوروز که بر خوان ملک یغما بود

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.

  • نوروز

    نوروز
    روز نو، روز تازه. روز اول فروردین که رسیدن آفتاب به برج حمل است و ابتداء بهار است.