رباعیات ۷
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/رباعیات-۷

  1. آن کودک لشکری که لشکر شکند

    دایم دل ما چو قلب کافر شکند

  2. محبوب که تازیانه در سر شکند

    به زانکه ببیند و عنان برشکند

  3. *****

  4. کس عیب نظر باختن ما نکند

    زیرا که نظر داعی تنها نکند

  5. بیکار بهیمه ای و کژ طبع کسی

    کو فرق میان زشت و زیبا نکند

  6. *****

  7. مجنون اگر احتمال لیلی نکند

    شاید که به صدق عشق دعوی نکند

  8. در مذهب عشق هر که جانی دارد

    روی دل ازو به هر که دنیی نکند

  9. *****

  10. آن درد ندارم که طبیبان دانند

    دردیست محبت که حبیبان دانند

  11. ما را غم روی آشنایی کشتست

    این حال نباید که غریبان دانند

  12. *****

  13. مردان نه بهشت و رنگ و بو می خواهند

    یا موی خوش و روی نکو می خواهند

  14. یاری دارند مثل و مانندش نیست

    در دنیی و آخرت هم او می خواهند

  15. *****

  16. هر چند که عیبم از قفا می گویند

    دشنام و دروغ و ناسزا می گویند

  17. نتوان به حدیث دشمن از دوست برید

    دانی چه رها کنیم تا می گویند

  18. *****

  19. با دوست به گرمابه درم خلوت بود

    وانروی گلینش گل حمام آلود

  20. گفتا دگر این روی کسی دارد دوست

    گفتم به گل آفتاب نتوان اندود

  21. *****

  22. من دوش قضا یار و قدر پشتم بود

    نارنج زنخدان تو در مشتم بود

  23. دیدم که همی گزم لب شیرینش

    بیدار چو گشتم سر انگشتم بود

  24. *****

  25. داد طرب از عمر بده تا برود

    تا ماه برآید و ثریا برود

  26. ور خواب گران شود بخسبیم به صبح

    چندانکه نماز چاشت از ما برود

  27. *****

  28. سودای تو از سرم به در می نرود

    نقشت ز برابر نظر می نرود

  29. افسوس که در پای تو ای سرو روان

    سر می رود و بی تو به سر می نرود

  30. *****

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.