در فوائد خاموشی حکایت یازدهم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-فوا-د-خاموشی-حکایت-یازدهم

  1. منجمی بخانه درآمد یکی مرد بیگانه را دید با زن او بهم نشسته دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست صاحبدلی که برین واقف بود گفت

    ستاره شناسی (طالع بینی) وارد خانه شد. مردی غریبه را دید که با زن او نشسته است. فحش و دشنام داد و ولوله و آشوب بلند شد. اهل دلی که از این ماجرا آگاه بود، گفت:

  2. تو بر اوج فلک چه دانی چیست

    که ندانی که در سرایت کیست

    تو چه می‌دانی که در بالای آسمان چه خبر است؛ وقتی که حتی نمی‌دانی که در خانه‌ات چه کسی هست؟!

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.

  • فتنه

    فتنه
    آشوب، ستیزه، عذاب و رنج، شگفتی
  • فلک

    فلک
    آسمان، سپهر، گردون
    فلکه ، چوبی که در وسط آن ریسمان کوتاهی بسته شده بود که پای مجرم را در آن می بستند و می زدند.