در فضیلت قناعت حکایت بیست و پنجم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-فضیلت-قناعت-حکایت-بیست-و-پنجم

  1. دست و پا بریده ای هزارپائی را بکشت صاحبدلی بر او بگذشت و گفت سبحان الله با هزارپای که داشت چون اجلش فرا رسید از بیدست و پائی گریختن نتوانست

  2. چو آید ز پی دشمن جان ستان

    ببندد اجل پای اسب دوان

  3. در آن دم که دشمن پیاپی رسید

    کمان کیانی نباید کشید

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.