در عشق و مستی و شور حکایت دهم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-عشق-و-مستی-و-شور-حکایت-دهم

  1. یکی در نشابور دانی چه گفت

    چو فرزندش از فرض خفتن بخفت

  2. توقع مدار ای پسر گر کسی

    که بی سعی هرگز به منزل رسی

  3. سمیلان چو بر می نگیرد قدم

    وجودی است بی منفعت چون عدم

  4. طمع دار سود و بترس از زیان

    که بی بهره باشند فارغ زیان

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.