در عشق و جوانی حکایت دوازدهم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-عشق-و-جوانی-حکایت-دوازدهم

  1. یکی را از علما پرسیدند که کسی با ماهروئی در خلوت نشسته و درها بسته و رقیبان خفته و نفس طالب و شهوت غالب چنانکه عرب گوید التمر یا نع والناطور غیر مانع

  2. هیچ باشد که بقوت پرهیزگاری از وی بسلامت بماند گفت اگر از مه رویان بسلامت بماند از بدگویان نماند و ان سلم الانسان من سؤ نفسه فمن سؤ ظن المدعی لیس یسلم

  3. شاید پس کار خویشتن بنشستن

    لیکن نتوان زبان مردم بستن

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.