در ضعف و پیری حکایت هشتم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-ضعف-و-پیری-حکایت-هشتم

  1. پیرمردیرا گفتند چرا زن نکنی گفت با پیرزنانم عیشی نباشد گفتند جوانی بخواه چو مکنت داری گفت مرا که پیرم با پیرزنان الفت نیست پس او را که جوان باشد با من که پیرم چه دوستی صورت بندد

  2. زور باید نه زر که بانو را

    گزری دوستر که ده من گوشت

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.

  • عیشی

    عیش
    زندگانی
    معاش
    خوشی