-
اسکندر رومی را پرسیدند دیار مغرب و مشرق بچه گرفتی که ملوک پیشین را خزاین و لشکر بیش از تو بوده است و چنین فتحی میسر نشد گفتا بعون خدای عزوجل هر مملکتی را که گرفتم رعیتش نیازردم و نام پادشاهان جز بنکوئی نبردم
-
بزرگش نخوانند اهل خرد
که نام بزرگان بزشتی برد
-
اینهمه هیچ است چون میگذرد
تخت و بخت و امر و نهی و گیرودار
-
نام نیک رفتگان ضایع مکن
تا بماند نام نیکت پایدار
در سیرت پادشاهان حکایت چهل و یکم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-سیرت-پادشاهان-حکایت-چهل-و-یکم
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.


