-
یکی از ملوک بی انصاف پارسائی را پرسید که از عبادت ها کدام فاضلترست گفت ترا خواب نیمروز تا در آن یک نفس خلق را نیازاری
-
ظالمی را خفته دیدم نیمروز
گفتم این فتنست خوابش برده به
-
وآنکه خوابش بهتر از بیداریست
آنچنان بد زندگانی مرده به
در سیرت پادشاهان حکایت دوازدهم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-سیرت-پادشاهان-حکایت-دوازدهم
لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایههای ادبی این شعر، نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
فتنست
- فتنه
- آشوب، ستیزه، عذاب و رنج، شگفتی


