در اخلاق درویشان حکایت دوازدهم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-اخلاق-درویشان-حکایت-دوازدهم

  1. شبی در بیابان مکه از بی خوابی پای رفتنم نماند سر بنهادم و شتربانرا گفتم دست از من بدار

  2. پای مسکین پیاده چند رود

    کز تحمل ستوه شد بختی

  3. تا شود جسم فربهی لاغر

    لاغری مرده باشد از سختی

  4. گفت ای برادر حرم در پیشست و حرامی در پس اگر رفتی بردی وگر خفتی مردی

  5. خوشست زیر مغیلان براه بادیه خفت

    شب رحیل ولی ترک جان بباید گفت

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.