در آداب صحبت گفتار چهل و سوم
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/در-آداب-صحبت-گفتار-چهل-و-سوم

  1. اگر جور شکم نبودی هیچ مرغ در دام صیاد نیوفتادی بلکه صیاد خود دام ننهادی

    اگر درد شکم (گرسنگی) وجود نداشت، هیچ پرنده‌ای اسیر صیاد نمی‌شد و اصلا صیاد خودش دام پهن نمی‌کرد.

  2. شکم بند دستست و زنجیر پای

    شکم بنده نادر پرستد خدای

    شکم همچون بندی به دست و زنجیری به پای است. کسی که بنده‌ی شکم است، خیلی کم احتمال دارد که خداوند را بپرستد

  3. حکیمان دیر دیر خورند و عباد نیم سیر و زهاد سد رمق و پیران تا عرق بکنند و جوانان تا طبق برگیرند اما قلندران چندانکه در معده جای نفس نماند و بر سفره روزی کس

    دانشمندان دیر دیر غذا می‌خورند و پارسایان کاملا سیر نشده. زاهدان تنها آنقدر می‌خورند که موقتا از مرگ رهایی یابند و پیران تا وقتی که به عرق کردن بیفتند و جوانان تا هنگامی که سینی غذا را از جلویشان بردارند. اما قلندران تا جایی غذا می‌خورند که نه در معده‌شان جای هوا باقی بماند و نه کسی سر سفره روزی‌شان باقی مانده باشد.

  4. اسیر شکم را دو شب نگیرد خواب

    شبی ز معده خالی شبی ز پر خوردن

    کسی که اسیر شکم است، دو شب قادر به خوابیدن نیست: یک شب از درد خالی بودن معده و یک شب هم از پرخوری

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.

  • قلندران

    قلندر
    شخص مجرد و بی‌قید
    درویش (بی قید در پوشاک و خوراک و طاعات و عبادات)