بیفکن خیمه تا محمل برانند
سعدی
https://www.sherfarsi.ir/sadi/بیفکن-خیمه-تا-محمل-برانند

  1. بیفکن خیمه تا محمل برانند

    که همراهان این عالم روانند

  2. زن و فرزند و خویش و یار و پیوند

    برادر خواندگان کاروانند

  3. نباید ستن اندر صحبتی دل

    که بی ایشان بمانی یا بمانند

  4. نه اول خاک بودست آدمیزاد

    به آخر چون بیندیشی همانند

  5. پس آن بهتر که اول و آخر خویش

    بیندیشند و قدر خود بدانند

  6. زمین چندی بخورد از خلق و چندی

    هنوز از کبر سر بر آسمانند

  7. یکی بر تربتی فریاد می خواند

    که اینان پادشاهان جهانند

  8. بگفتم تخته ای بر کن ز گوری

    ببین تا پادشه یا پاسبانند

  9. بگفتا تخته بر کندن چه حاجت

    که می دانم که مشتی استخوانند

  10. نصیحت داروی تلخست و باید

    که با جلاب در حلقت چکانند

  11. چنین سقمونیای شکرآلود

    ز داروخانه سعدی ستانند

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.