چو دست قدرت خراط حقه مینا
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/چو-دست-قدرت-خراط-حقه-مینا

  1. چو دست قدرت خراط حقه مینا

    فشاند بر رخ کافور عنبر سارا

  2. مشعبد فلک از زیر حقه پیدا کرد

    هزار بیدق سیمین به دست سحرنما

  3. ز بهر زینت و زیب مخدرات فلک

    زمانه نافه گشا شد سپهر غالیه سا

  4. برای فکرت و اندیشه در منازل قدس

    قدم فشرده و در پیش عقل بیش بها

  5. فضای هر فلکی ملک خسروی دیدم

    درون هر طبقی جای والیی والا

  6. مقیم طارم هفتم معمری دیدم

    رفیع قدر و قوی هیکل و بلند غطا

  7. ازو گرفته جهان رسم خرقه و زنار

    وزو گرفته چمن ساز و برگ نشو و نما

  8. فراز طاق ششم حاکمی مبارک روی

    نه چون قضاة زمان قاضی به صدق و صفا

  9. خجسته طلعت و فیروز بخت و فرخ فال

    سعید طالع و مسعود رای و سعد لقا

  10. امیر خطه پنجم دلاوری دیدم

    خضاب کرده به خون دست و سر پر از غوغا

  11. حسام قاطع او هادم اساس امل

    سنان سرکش او هالک وجود بقا

  12. سریر گاه چهارم که جای پادشهیست

    فزون ز قیصر و فغفور و هرمز و دارا

  13. تهی ز والی و خالی ز یاد شه دیدم

    ولیک لشکرش از پیش تخت او برپا

  14. فراز آن صنمی با هزار غنج و دلال

    چو دلبران دلاویز و لعبتان ختا

  15. گهی به زخمه سحر آفرین زدی رگ چنگ

    گهی گرفتی بر دست ساغر صهبا

  16. خدیو عرصه دیوان پیشگاه دوم

    محاسبی سره دیدم غنی به عقل و ذکا

  17. قوی کفایت و باریک فکر و دوراندیش

    لطیف خاطر و شیرین زبان و نکته سرا

  18. هلال عید ز چرخ یکم درخشان شد

    ز طرف کاهکشان بر مثال کاهربا

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.