ما را ز شوق یار بغیر التفات نیست
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/ما-را-ز-شوق-یار-بغیر-التفات-نیست

  1. ما را ز شوق یار بغیر التفات نیست

    پروای جان خویش و سر کاینات نیست

  2. از پیش یار اگر نفسی دور می شوم

    هر دم که میزنم ز حساب حیات نیست

  3. در عاشقی خموشی و در هجر صابری

    این خود حکایتیست که در ممکنات نیست

  4. رندی گزین که شیوه ناموس و رنگ و بو

    غیر از خیال باطل و جز ترهات نیست

  5. بگذار هرچه داری و بگذر که مرد را

    جز ترک توشه توشه راه نجات نیست

  6. از خود طلب که هرچه طلب میکنی زیار

    در تنگنای کعبه و در سومنات نیست

  7. در یوزه کردم از لب دلدار بوسه ای

    گفتا برو عبید که وقت زکوة نیست

لطفا برای دریافت معنی (بازگردانی) یا آرایه‌های ادبی این شعر، نشانی صفحه را کنید و مطابق توضیحات این صفحه ثبت نمایید.