-
قصه درد دل و غصه شبهای دراز
صورتی نیست که جائی بتوان گفتن باز
-
محرمی نیست که با او به کنار آرم روز
مونسی نیست که با وی به میان آرم راز
-
در غم و خواری از آنم که ندارم غمخوار
دم فرو بسته از آنم که ندارم دمساز
-
خود چه شامیست شقاوت که ندارد انجام
یا چه صبحست سعادت که ندارد آغاز
-
بی نیازی ندهد دهر خدایا تو بده
سازگاری نکند خلق خدایا تو بساز
-
از سر لطف دل خسته بیچاره عبید
بنواز ای کرم عام تو بیچاره نواز
قصه درد دل و غصه شبهای دراز
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/قصه-درد-دل-و-غصه-شبهای-دراز
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3000 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3000 تومان)


