-
ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد
چو روز وصل توام در خیال میگذرد
-
جهان برابر چشمم سیاه میگردد
چو در ضمیر من آن زلف و خال میگذرد
-
اگر هلاک خودم آرزوست منعم کن
مرا که عمر چنین در ملال میگذرد
-
خیال مهر تو در چشم هر سهی سرویست
که در حوالیش آب زلال میگذرد
-
ز بوی زلف توام روح تازه میگردد
سپیده دم که نسیم شمال میگذرد
-
من و وصال تو آن فکر و آرزو هیهات
که بر دماغ چه فکر محال میگذرد
-
غلام و چاکر روی چو ماه توست عبید
وزین حدیث بسی ماه و سال میگذرد
ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/ز-من-مپرس-که-بر-من-چه-حال-میگذرد
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)


