-
ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا
بیا که موسم عیشست و آشتی و صفا
-
لبت به خون دل عاشقان خطی دارد
غبار چیست دگر باره در میانه ما
-
مرا دو چشم تو انداخت در بلای سیاه
و گرنه من که و مستی و عاشقی ز کجا
-
کجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسد
که عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما
-
ز زلف و خال تو دل را خلاص ممکن نیست
که زنگیان سیاهش نمی کنند رها
-
دلم ز جعد تو سودائی و پریشانست
بلی همیشه پریشانی آورد سودا
-
عبید وصف دهان و لب تو میگوید
ببین که فکر چه باریک و نازکست او را
ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/ز-حد-گذشت-جدائی-ز-حد-گذشت-جفا
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)


