-
دوش عقلم هوس وصل تو شیدا میکرد
دلم آتشکده و دیده چو دریا میکرد
-
نقش رخسار تو پیرامن چشمم میگشت
صبر و هوش من دلسوخته یغما میکرد
-
شعله شوق تو هر لحظه درونم میسوخت
دود سودای توام قصد سویدا میکرد
-
نه کسی حال من سوخته دل می پرسید
نه کسی درد من خسته مداوا میکرد
-
پیش سلطان خیال تو مرا غم میکشت
خدمتش تن زده از دور تماشا میکرد
-
دست برداشته تا وقت سحر خاطر من
از خدا دولت وصل تو تمنا میکرد
-
هردم از غصه هجران تو میمرد عبید
باز امید وصال تواش احیا میکرد
دوش عقلم هوس وصل تو شیدا میکرد
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/دوش-عقلم-هوس-وصل-تو-شیدا-میکرد
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)


