-
دوش اشگم سر به جیحون میکشید
دل بدان زلفین شبگون میکشید
-
ناتوان شخص ضعیفم هر زمان
اشگ ریزان ناله را چون میکشید
-
گاه اشگش سوی صحرا میدواند
گاه آهش سوی گردون میکشید
-
ناگهان خیل خیالش بر سرم
لشگر از بهر شبیخون میکشید
-
دید آن چشم بلابین دمبدم
تا گریبان جامه در خون میکشید
-
آستین بر زد خیالش تا به روز
رخت از آن دریا به هامون میکشید
-
غمزه اش تیری که میزد بر عبید
لعل او پیکانش بیرون میکشید
دوش اشگم سر به جیحون میکشید
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/دوش-اشگم-سر-به-جیحون-میکشید
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)


