-
دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی
زین شوخ دلفریبی زین شنگ جانفزائی
-
زین سرو خوشخرامی گل پیش او غلامی
مه پیش او اسیری شه پیش او گدائی
-
هر غمزه اش سنانی هر ابرویش کمانی
گیسوی او کمندی بالای او بلائی
-
ما را ز عشق رویش هر لحظه ای فتوحی
ما را ز خاک کویش هر ساعتی صفائی
-
بگرفته عشق ما را ملک وجود آنگه
عقل آمده که ما نیز هستیم کدخدائی
-
جان می فزاید الحق باد صبا سحرگه
مانا که هست با او بوئی ز آشنائی
-
گفتم عبید گفتا نامش مبر که باشد
رندی قمار بازی دزدی گریز پائی
دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/دارد-به-سوی-یاری-مسکین-دلم-هوائی
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)


