-
بی یار دل شکسته و دور از دیار خویش
درمانده ایم عاجز و حیران به کار خویش
-
از روزگار هیچ مرادی نیافتیم
آزرده ایم لاجرم از روزگار خویش
-
نه کار دل به کام و نه دلدار سازگار
خونین دلم ز طالع ناسازگار خویش
-
یکدم قرار نیست دلم را ز تاب عشق
در آتشم ز دست دل بی قرار خویش
-
از بهر آنکه میزند آبی بر آتشم
منت پذیرم از مژه سیل بار خویش
-
دیوانه دل به عشق سپارد عبیدوار
عاقل به دست دل ندهد اختیار خویش
بی یار دل شکسته و دور از دیار خویش
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/بی-یار-دل-شکسته-و-دور-از-دیار-خویش
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3000 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3000 تومان)


