-
با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوز
آخر نشد میانه ما ماجری هنوز
-
ما خستگان در آتش شوقش بسوختیم
وان شوخ دیده سیر نگشت از جفا هنوز
-
بعد از هزار درد که بر جان ما نهاد
رحمت نکرد بر دل مسکین ما هنوز
-
از کوی دوست بیخود و سرگشته میرویم
دل خسته بازمانده و چشم از قفا هنوز
-
بوسیست خونبهای من و لعل او مرا
صد بار کشت و می ندهد خونبها هنوز
-
دل در شکنج طره پر پیچ و تاب او
مانده است در کشاکش دام بلا هنوز
-
مسکین عبید در غم عشقش ز جان و دل
بیگانه گشت و یار نشد آشنا هنوز
با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوز
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/با-ما-نکرد-آن-بت-سرکش-وفا-هنوز
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(3500 تومان)


