-
از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم
بر لب رسید جان و به جانان نمیرسیم
-
گر رهروان به کعبه مقصود میرسند
ما جز به خارهای مغیلان نمیرسیم
-
آنانکه راه عشق سپردند پیش از این
شبگیر کرده اند به ایشان نمیرسیم
-
ایشان مقیم در حرم وصل مانده اند
ما سعی میکنیم و به دربان نمیرسیم
-
بوئی ز عود می شنود جان ما ولی
در کنه کار مجمره گردان نمیرسیم
-
چون صبح در صفا نفس صدق میزنیم
لیکن به آفتاب درخشان نمیرسیم
-
در مسکنت چو پیرو سلمان نمیشویم
در سلطنت به جاه سلیمان نمیرسیم
-
همچون عبید واله و حیران بمانده ایم
در سر کارخانه یزدان نمیرسیم
از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم
عبیدزاکانی
https://www.sherfarsi.ir/obeyd/از-حد-گذشت-درد-و-به-درمان-نمیرسیم
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4000 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(4000 تومان)


