-
باد صبح از بستر نرم چمن برخاست
-
کوه پیشانی به تاج آفتاب آراست
-
جیوه ی آب روان در جوی می لغزید
-
پلک من چون پره های بینی غنچه
-
از هجوم عطر های تازه می لرزید
-
عطر تند سنجد کوهی
-
عطر ترد شبدر وحشی
-
عطر خاک آلود ترخان ها
-
عطر باران بیابان ها
-
پوپکی از راه دور آمد
-
بر لب آب روان بنشست
-
خواست تا گرد سفر از پر بیفشاند
-
خواست تا لبخند اندام جوانش را
-
در نگاه آب بنشاند
-
خم شد و تصویر او در آب جو افتاد
-
شانه اش از سر رو افتاد
-
قطره ای در چشم او پاشید
-
سر به سوی آسمان برداشت
-
شانه اش را دید
-
همچو تاجی برق می زد بر سر خورشید
-
دخترم از خواب نوشین سحر برخاست
-
جامه بر اندام خویش آراست
-
خواست تا گرد شب از پیکر بیفشاند
-
خواست تا لبخند اندام جوانش را
-
بر لب اینه بنشاند
-
رفت و از بالای رف ایینه را برداشت
-
گیسوان خود پریشان دید
-
شانه را برداشت
-
برقی از ایینه در چشمان او تابید
-
دیده بر هم زد
-
بر سر گیسو به جای شانه تاجی دید
-
تاج زرینی که می تابید بر پیشانی خورشید
-
پوپکی از راه دور آمد
-
خواست تا تصویر خود را در دل آب روان بیند
-
شانه اش از سر فرولغزید
-
تاجش از تارک فروافتاد
-
دخترم از خواب خوش برخاست
-
خواست تا با شانه گیسو را بیاراید
-
آفتابش تاج بر سر زد
-
آسمانش نام پوپک داد


