-
گنجه ی من بوی قرآن می دهد
-
بوی قرآن و گلاب و آسمان
-
بوی شهوت های تند و بوی اشک
-
بوی روزان و شبان بی نشان
-
بوی قرآنی که شب ها مادرم
-
زیر بالین سپیدش می نهاد
-
بوی یخدانی که خواهش های من
-
چشم بر جای کلیدش می نهاد
-
بوی آن یک شیشه ی سبز گلاب
-
که من او را زرد می پنداشتم
-
عطر او را در شب گرم بهار
-
مایه ی سردرد می پنداشتم
-
بوی برف بامداد کودکی
-
بوی بسترها و بوی لاجورد
-
بوی گیسوی سپید دایه ام
-
بوی مطبخ بوی کلفت بوی مرد
-
بوی صبح آسمان دهکده
-
با ملخ ها و کبوترهای او
-
بوی شیر تازه و بوی علف
-
بوی سنجدها و دخترهای او
-
بوی هرم آفتاب و بوی س نگ
-
بوی رگبار غروب و بوی گل
-
بوی چای عصر و بوی زعفران
-
بوی نان شیرمال و بوی هل
-
بوی گلپر در شب خاموش کوه
-
بوی باران در شب تاریک باغ
-
بوی گردوهای تر زیر درخت
-
بوی بال پشه ها گرد چراغ
-
بوی شبهایی که در پای تنور
-
نور قرمز سایه ها را می نهفت
-
سینه ی مریم تکان می خورد و ماه
-
چون گلی با عطر شهوت می شکفت
-
بوی آن پیراهن چیت بنفش
-
که شبی بر پیکر مریم درید
-
او برهنه در کنار من غنود
-
صبح یک پیراهن دیگر خرید
-
اشکم امشب سخت می خندد به من
-
چون ز بوی گنجخ جویم راز او
-
رهگذر از دور می خواند هنوز
-
در هوا پر می زند آواز او
-
آه این آواز با من آشناست
-
این صدای روزهای بی نشان
-
گنجه ی من بوی قرآن می دهد
-
بوی قرآن و گلاب و آسمان


