-
امسال امسال در سکوت خزانی
-
نغمه ی هیزم شکن به گوش نیامد
-
سایه ی تاریک او به بیشه نیفتاد
-
جاده نلرزید زیر هر قدم او
-
دست دعا خوان من به سوی بهار است
-
پایم در گل نشسته تا سر زانو
-
بر سرم انبوه ابرهای مهاجر
-
بر جگرم داغ روشنایی خورشید
-
بر کمرم یادگار کهنه ی چاقو
-
در قفس سینه ی من است که هر شب
-
مرغی فریاد می کشد که تبر کو


