-
این باد
-
این پنجه ی جادو
-
این دست شیطانی که از آفاق هول انگیز می اید
-
با آن سرانگشتان نرم ناپایدارش
-
اوراق زرین درختان را تواند کند
-
اوراق زرینی که روزی بر درختان زمردگون
-
ایات سبز آشنایی بود
-
در چشم سعدی دفتری از معرفت های خدایی بود
-
اما چه کس با من تواند گفت
-
کاین دست بی بازو
-
دستی که در نور چراغ از گوشه های میز می اید
-
دستی که با رگ های آماسیده ی بیدار بیمارش
-
با آن سر انگشتان زرد از دود سیگارش
-
اوراق تقویم مرا بر می کند از کیست
-
این دست بی بازو که حس رأفتی در پنجه هایش نیست
-
اوراق تقویم مرا چون کور با انگشت می خواند
-
آنگاه برگ خوانده را چون باد از تقویم می راند
-
ای دیر یا ای زود
-
روزی که این سرپنجه ی بیداد
-
اوراق تقویم مرا پایان تواند داد
-
ایا کدامین روز خواهد بود
-
ایا کدامین روز خواهد بود


