-
شب است و هیچ کسم راه صبح ننماید
-
خدای را ز که گیرم چنین سراغی را
-
ستارگان همه فانوس های خاموشند
-
به نورشان نتوان یافت راه باغی را
-
کجاست آنکه سر از خانه ای برون آرد
-
به راه من فکند پرتو چراغی را
-
جهان ز خنده ی شیرین آفتاب تهی است
-
چه حاجت است به نور آشیان زاغی را
-
من از سپیده دمان غیر ازین ندارم چشم
-
که از افق شنوم ناله ی کلاغی را
داغ صبح
نادرپور
https://www.sherfarsi.ir/naderpour/داغ-صبح
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(5000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(5000 تومان)
لطفا برای دریافت
آرایههای ادبی
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(5000 تومان)
لطفا برای دریافت
معنی (بازگردانی)
این شعر،
نشانی صفحه را
کنید و مطابق توضیحات
این صفحه
ثبت نمایید.
(5000 تومان)


